تبليغاتX
حرف هایی برای نگفتن - لجیسم!

شنبه نهم خرداد 1388

لجیسم!

رکسانا صابری در بازگشت به آمریکا در جمع خبرنگاران و استقبال کنندگان گفته "در روزهایی که در زندان ایران به سر می بردم خود را با خواندن سرود ملی آمریکا دلگرم و امیدوار می کردم، و خیلی خوشحالم که الان دوباره در "کشور آزادی" هستم"(نقل به مضمون).

در اینکه ایران "کشور آزادی" نیست، شکی نیست. در اینکه حکومت ایران توتالیتر است نیز شکی نیست. در اینکه مردم در ایران تحت فشارند و آزادی های مدنی آنها نادیده گرفته می شود و فعالین سیاسی و اجتماعی به ناحق به زندان انداخته می شوند، نیز ایضا شکی نیست. همچنبن شکی نیست که کلیه دانشجویان زندانی، فعالیت جنبش زنان، اقلیت های دینی و مذهبی و قومی و سایر زندانیان سیاسی و دگر اندیش، که از نعمت داشتن پاسپورت آمریکایی محرومند، باید هر چه سریع تر آزاد شده و به زندگی خود بازگردند.

ولی آنچه در اینجا محل اشکال است این است که فردی که در چنین کشوری، با علم به محدود بودن دایره تحمل حاکمان، پا به عرصه پر خطر و پر هزینه فعالیت های اجتماعی- سیاسی می نهد، از هزینه های احتمالی آن آگاه است و به خاطر رسیدن به یک هدف والا تر، فداکارانه و داوطلبانه، حاضر به پرداخت هزینه های احتمالی فعالیت های خود است. به عبارتی این باور کلی وجود دارد که فردی که خود را وارد چنین بازی هایی می کند، از قواعد بازی با خبر است و به خاطر عشق به کشور و وطن خود، سختی های آن را به جان می خرد. سختی ها و هزینه هایی که، هر چند به ناحق، ولی از زندان و شلاق و سایر شکنجه های روحی و جسمی گرفته، تا حتی اعدام نیز ممکن است سنگین باشد، و هزینه هایی که شاید مسیر آزادی کشور را چندان نیز هموار تر نسازد.

بنابراین خانم رکسانا صابری، و سایر کسانی که پا به این عرصه گذاشته اند، با علم به خطرات موجود در این عرصه، و احتمالا با عشق به وطنشان، این راه را انتخاب کرده اند. به عبارتی کسی خانم رکسانا صابری را مجبور نکرده بود از، آمریکا، کشوری که در آن متولد شده و زندگی می کرده، به ایران بیاید، فعالیت اجتماعی بکند، و بر اثر فعالیت های خود به زندان بیفتد، مگر اینکه واقعا به ایران عشق داشته باشد، پس نباید به آن لحن بگوید حالا خوشحال است که در سرزمین آزادی است!

شکی نیست که رکسانا صابری  مانند خیلی دیگر از فرزندان بی گناه این مرز و بوم، به ناحق به زندان افتاده و حالا هم افکار عمومی دنیا، و از جمله ایران، از آزادی او خوشحالند. من هم با اینکه از جنس فعالیت های اجتماعی او بی خبرم، از آزادی او خرسندم، ولی به عنوان یک ایرانی که عمیقا به کشورش عشق می ورزد و در عین حال فضای بسته آن را با پوست و استخوان خویش لمس کرده است، لحن او را در این مونولوگ چند دقیقه ای نمی پسندم. به عبارت خودمانی تر و دخترانه تر از این حرف زدنش لجم می گیرد!

*

لینک مصاحبه رکسانا صابری در باز گشت به آمریکا

نوشته شده توسط کاکتوس در 2:55 |  لینک ثابت   •